حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
155
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
پيغمبر حميت آنها را سختتر ميكرد . وقتى موفقيتهاى پيغمبر مكرر شد و كار وى در عربستان بالا گرفت و مردم قريش دچار زبونى شدند و بزرگان و اشرافشان بقتل رسيدند جوانان قريش كه غالبا جوياى نام بودند از خود پرسيدند كه چه بايدشان كرد . آنها نيرومندى مسلمانان و ضعف مشركانرا ميديدند و ميخواستند بدين نيروى تازه ملحق شوند و از آن فايده ببرند و بدان فايده برسانند ولى از مخالفت كسان خود بيم داشتند . بعضى از آنها مانند خالد بن وليد بدور از اين گونه ملاحظات بمدينه رفتند و مسلمان شدند و بعضى ديگر كه سخت مردد بودند مدتى از هر دو طرف كناره گرفتند تا كار روشن شد و غلبه محمد بر قريش محقق شد و با شتاب بنزد وى رفتند و پيش از فتح مكه اسلام آوردند . عمرو بن عاص از اين جمله بود ، وى مدتى پيش از فتح مكه از عربستان بسوى حبشه رفت و در آنجا مراقب كار مسلمانان بود و دانست كه فيروزى مسلمانان حتمى است و سقوط مكه نزديك است و اگر بخواهد منزلت وى بنزد كسانى كه پيش از او اسلام آوردهاند محفوظ بماند بايد پيش از آنكه باكراه مسلمان شود به اختيار اين كار را انجام دهد . بگفته روايت ، عمر بن خطاب به عمرو بن عاص گفت : " من از هوش و عقل تو در شگفتم كه چرا در شمار مهاجران اولى نبودى " عمرو گفت : چه تعجب ميكنى از كسى كه دلش در دست ديگريست و جز باراده او كارى انجام نتواند داد . " عمر گفت : " راست گفتى " . عمرو تنها چنين نبود گروه زيادى از آنها كه بعد از مسلمانان نخستين و پيش از فتح مكه اسلام آوردند همانند او فكر ميكردند . عمرو بن عاص وقتى باسلام گرويد اطمينان داشت كه دايرهء نفوذ اسلام در عربستان محصور نمىماند و به ديگر نقاط جهان ميرسد و فتوحات مسلمانان را پيشبينى مىكرد .